دوستم داری ولی اینگونه حاشا می کنی
با دل بی طاقتم ای دوست بد تا می کنی
گر چه می دانی و می دانم که بی تاب همیم
با سکوت خود دلم راغرق غم ها می کنی/
از نگاهت گر چه گرمای محبت می رسد/
با کلامی سرد دل را از سرت وا می کنی/
از تو یک دنیا صبوری از من اما اشتیاق/
شوق را در سینه ام کشتی... چه با ما می کنی؟!/
باز اما برق عشقی در نگاهت موج زد/
باز رفت از یاد من هر آنچه با ما می کنی!/
دوستت دارم و می دانم که می دانی هنوز/
باز می مانم به پایت...تا چه بر ما می کنی؟!
----*+رویای محال+*----...ما را در سایت ----*+رویای محال+*---- دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 117