هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود/هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود/از دماغ من سرگشته خیال دهنت/به جفای فلک و غصه دوران نرود/در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند/تا ابد سر نکشد و از سر پیمان نرود/هر چه جز بار غمت بر دل مسکین من است/برود از دل من و از دل من آن نرود/آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت/که اگر سر برود از دل و از جان نرود/گر رود از پی خوبان دل من معذور است/درد دارد چه کند کز پی درمان نرود/هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان/دل به خوبان ندهد و از پی ایشان نرود /حافظ جان بیخیال ----*+رویای محال+*----...
ما را در سایت ----*+رویای محال+*---- دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 109 تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 2:24