حکایت نسل الان 10سال بعد...
مامان فردا جلسه اولیا مربیاست
معلممون گفته همه بچه ها مامان باباشون بیان!
نه پسرم من نمی رم!
چرا؟
آخه ناظمتون دوست پسر دوران دبیرستانم بود.
مدیرتون هم بچه محلمون بود هی تیغش می زدم!
بابای اشکان دوستتم باهاش دوست بودم.
به بابات بگو بره!
مامان بابایی میگه اگه خانوم معلمتت بفهمه من باباتم مردودت می کنه.
یه جور زندگی کن که در آینده
شرمنده خودتو بچه ات نشی
ما را در سایت ----*+رویای محال+*---- دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 107