كاش ای تنها امید زندگی .
می توانستم فراموشت كنم
یا شبی در خلوت سوزان دل. در نصیب سینه خاموشت كنم
كاش احساس نیاز دیدنت . چون وجودت از وجودم دور بود
در دلم آتش نمیزد آنگاه .
كاش چشمانم در آن روز كور بود تا بسوزم در خزان آرزو .
كاش هرگز من نمی دیدم تو را
من پذیرفتم شكست عشق را .
پند های دور اندیش عشق را
من پذیرفتم كه عشق افسانه است .
این دل درد آشنا دیوانه است
می روم . می روم شاید فراموشت كنم
. با فراموشی هم آغوشت كنم
می روم از رفتن من شاد باش .
از عذاب دیدنم . آزاد باش
گر چه تو تنها تر از من میروی .
آرزو دارم كه تو عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را .
تلخی بر خوردهای سرد را
----*+رویای محال+*----...ما را در سایت ----*+رویای محال+*---- دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 160